مهديارمهديار، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 12 روز سن داره

مهدیار نفسمونه

یادگاری های به جا مونده از عید

1392/1/17 18:18
نویسنده : مامانى مهديار
2,812 بازدید
اشتراک گذاری

برای مهدیارم

امسالم مثه سالای قبل چون بابایی آماده باش بود بهش اصلا مرخصی ندادن و جایی نتونستیم بریم ولی کی به جاش عروسی و جشن تولد رفتیم.

این تولد بهترین داداش دنیاست

داداشی اهورا

خان دایی محمد و مهدیار خان

مهدیار و دایی محمد

بعد تولد داداشی رفتیم سید یبر.بعد از زیارت متوجه شدم که تو نیستی.با زن دایی پروانه اومدیم پشت زیارتگاه دنبالت که دیدم اونجایی گفتم مامانی کجا رفته بودی ترسیدم؟و تو جواب دادی مامانی دنبال سی دیه بت بودم نیستش کجایه؟چقدر من و زن دایی خندیدیم

مهدیار و دایی محمد در حال زیارت

فردای همون رفتیم ابوذر.تو این عکس تو داداشی اهورا در حال زیارت هستین.

مهدیار و داداشی اهورا

اینجا هم که توی صحن زیارتگاه یه غرفه واسه نقاشی کودکان بود تا دیدیش زودی رفتی بالا و یه کم خط خطی کردی برگه رو بعد هم بی خیال شدی

مهدیار در حال نقاشی

مهدیار در کنار بچه ها در حال خط خطی

اینجا هر کاریت کردیم نرفتی سوار قایق بشی همش می گفتی می ترسم

من می ترسم از جی جی

هر جا بردیمت که بازی کنی همش می گفتی می ترسم.خدا رو شکر از این بازی به قول خودت بپر بپر نمی ترسیدی.

مهدیار در ترامبولین

بپر بپر مهدیار

مهدیار در تونل بادی

تونل بادی سردشت

روز بعدش رفتیم پیش کار دایی امید

مهدیار با گاری رفته سر کاره دایی امید

مهدیار و گاری

مهدیار خان و فرغونش

مهدیار خان من

اینم اون توپی که مدتی بود وقتی می رفتیم بازار ازم می خواستی که واست بگیرم ومن چون دوست نداشتم همه چی سریع به دستت برسه کمی بعد واست خریدمش

مهدیار و توپ فوتبالش

مهدیار و تولد پریا خانوم(دختر عمه اعظم)

مهدیار و تولد پریا

اینا هم عکسای سیزده بدره عزیزم.سیزده بدر هم به خاطر اینکه بابایی شب کار (صبح تا دیر موقع خوابید)باز هم به امام زاده ابوذر رفتیم

تو این عکس ماهی و سزه ی عید رو گرفتی دستت که با خودت ببریشون

مهدیار وسبزه و ماهی

تا رسیدیم زودی دویدی سمت رودخونه و گفتی می خوام سبزه و ماهیم رو بدم رودخونه.

اینجا به کمک دایی محمد ماهی رو تو آب رها کردی

مهدیار و ماهی و دایی

عروس کوچولوی مهدیار

سبزه ها رو هم به دست آب سپردی

مهدیار به همراه خاله مریم و دایی محمد

مهدیار خان خودم

مهدیار و انداختن سبزه عید به رودخونه

اینم سبزه تو و دایی محمد که یکی تو آب و دیگری در حال افتادن تو آب

سبزه هاتون

آقا مهدیار خان

اینجا هم از بس که ذوق آب رو داشتی رفتی تو این جوی آب و شروع کردی به آب بازی

آب بازی

آب بازی

 

اینجا تا خودت و دایی محمد لباساتون رو عوض کردین یهو غیبتون زد وقتی اومدیم دنبالتون دیدیم بععععله اشما دارین قایق سواری می کنین.آقا مهدیار این همون قایق ها که اون شب می گفتی من از این جی جی می ترسم ها.حالا با داییت شجاع شده بودی

 

قایق سواری

قایق سواری

بعد از اینکه رسیدیم خونه رفتیم بقیه سیزدمون رو به قول تو توی پارک دانشکووو(دانشجو)به در کردیم

و یادمون اومد که سبزه گره نزدیم

سبزه گره زدن مهدیار

قربون دستای کوشولوت بشم من نفسم

فدای دستات

تا همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه عزیزکم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (20)

مامان نیره
18 فروردین 92 8:32
سلام عیدتون مبارک سالی پر از شادی و سلامتی باشه کنار هم
خوبه صبوری با اینکه بابای مهدیار نیست.


سلام عزیزم .مرسی عید تو هم مبارک .همچنین شما.ایشالا همیشه بهترین ها ازآن شما باشه.
بابای مهدیار کجا نیست؟والا همیشه و همه جا ما با همیم که
پارمیدا
18 فروردین 92 22:53
همه عکسهات قشنگ بود مهدیارجان.همیشه که نباید نوروز رو رفت سفر.بنظر من نوروز رو باید تو شهر خودت باشی و دید و بازدید حالش بیشتر از مسافرت توی این جاده های شلوغه.خدا رو شکر که تعطیلات بهتون خوش گذشته.
راستی مهدیار جان خیلی حال میده که یه دایی این سن و سالی داشته باشیا.


مرسی خاله مهربونم.آره همین طوره.عالی بوووود جای شما خالی...
حال میده اونم چه حالی اصلا با هم نمی سازن.همش واسه 10 دقیقا هم رو می خوان.بعد میشن مثه خروس جنگی.وقتی هم که یه روز همدیگه رو نبینن وحشتناک دلتنگ هم میشن.ما که خودمون تو این دوستیشون موندیمه
مامان محمد و ساقی
18 فروردین 92 23:45
سلام
چه پست پر عکسی
تولد دایی محمد مبارکش باشه


سلام گلم.به جاش دیگه پست جدید نداریم تا تولد مهدیار.
مینا جونم مرسی بابت تبریکت ولی تولد دایی محمد 31 خرداده.4 فروردین تولد بهترین داداش(داداشی اهورا)پسر داییه مهدیار بود.همون که توی اولین عکسه .چون توی عکساش با داداشی اهورا زن داییش هم بود نمی شد بذارم مجبور شدم اون رو بذارمX:






مامان محمد و ساقی
18 فروردین 92 23:45
زیارت قبول خانمی

ممنونم عزیزم
مامان محمد و ساقی
18 فروردین 92 23:46
توپت مبارک عزیزم


مرسی خاله جونم
مامان محمد و ساقی
18 فروردین 92 23:46
تولد پریا گلی مبارک باشه


ممنونم بابت تبریکات صمیمانت دوست خوبم


مامان محمد و ساقی
18 فروردین 92 23:47
13 بدرتون مبارک باشه
شما کدوم شهر زندگی می کنین


مرسی عزیزم.ما خوزستان شهر امیدیه زندگی می کنیم


چطور مگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فائزه مامان مهدیار
21 فروردین 92 16:05
دایی و خواهر زاده چه حالی میکنند
چقدر حال میده مهدیار ها دایی این سنی دارند مهدیار منم دایی محمدرضا داره که فکر کنم مثل شما دوتا کلی حال کنن
مهدیاری همیشه خوش باشی و لبت خندون باشه
وقتی میری زیارت مارو هم دعا کن



خیلی حال میده به خدا.من خودم هم همین طور بودم
دایی محمدرضای آقا مهدیاری رو خدا حفظش کنه ایشالا.
ممنونم خاله جون مهربون واسه آرزوی قشنگت
چشم حتما.
ببوس سید کوچولومونو
مامان پریاگلی
22 فروردین 92 23:25
عشق عمه خدارو شکر که این همه به تو و مامانت خوش گذشته
انشالله روزای بهتری پیش روت باشه
راستی نفسم پیشاپیش تولدت مبارک باشه
بی نهایت برای عشقم


ممنون عمه ایی.شما هم همین طور. بهترین روزا از آن شما باشه ایشالا.بابت تبریکت هم خیلی خیلی مرسی
نانا و نینی جون
26 فروردین 92 0:13
سلام
با دستهایی پر از نگرانی و دلهره امده ام
میخوای دلم رو شاد کنی بیا وبمو بخوان برای این دل بی پرو بال ارزو کن
خصوصی داری عزیزم


سلام عزیزم.چشم.امیدوارم خیلی زود همه ی نگرانی هات بر طرف بشه
مامانی درسا
28 فروردین 92 2:58
عزیزم تولدت هزاران بار مبارک انشاالله دستان مهربان خداوند نگهدارت باشد


ممنونم گلم.مرسی بابت دعای زیبایت
مامان سونیا
28 فروردین 92 10:09
'``````````✬ '✧ `✬
`````````` ♜=♜=♜
``````` ` {_♥_✿_♥_}
'``` ✩ `✫{=✰=✰==}✫ `✩
````♖.{♖___♖_♖___♖}.♖
```{==================}
```{✿_❤_❀_♥_✿_♥_❀_❤_✿}
`` {===================}
``{_✿_❤_❀_♥_✿_♥_❀_❤_✿_}

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک


وای اینا چه خده خوشنگه(اینو مهدیار گفت .منظورش وای چقدر قشنگه)ممنونم خاله جون
مامان ضحی
28 فروردین 92 12:09
```````` * ` ` * ` ` *
'```````` 0 ` ` 0 ` ` 0
```````` ||___||___||
```` * ` {,,,,,,,,,,,,,,,,,,,} ` *
```` 0 ` {/\/\/\/\/\/\/\/\} ` 0
'```_||_{_______”_____}_||_
```{/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\}
```{,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,}
```{/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\}
```{_____________”________}

♫ ♪ ♫تولد تولد تولدت مبارك♫ ♪ ♫



وای چه خده خوشنگه(اینو مهدیار گفت .منظورش وای چقدر قشنگه)ممنونم خاله جون
مامان محمد و ساقی
28 فروردین 92 12:24
سلام مهدیار جان تولدت مبارک گلم
سلامت باشی همیشه عزیزم


سلام خاله جون مهربونم .مرسی از اینکه همیشه به من و مامانی لطف داری
مامان محمد و ساقی
28 فروردین 92 12:24
مامانی گل مهدیار جان:
تولد شما هم مبارک باشه
براتون آرزوی بهترین ها رو دارم


ممنونم عزیزم از اینکه به یادم بودی و مرسی بابت تبریک. و آرزوی قشنگت
مامان محمد و ساقی
28 فروردین 92 12:25
عزیزم ببخش متوجه تولد اهورا گلی نبودم


خواهش می کنم گلم.ممنونم بابت این همه لطفی که نصبت به ما داری
مامان محمد و ساقی
28 فروردین 92 12:26
راستی همینطوری پرسیدم کجا زندگی می کنین؟به خاطر مکان هایی که برای زیارت میرین
منتظر پست تولد هستما


آها...
آره چند تا زیارتگاه نزدیکای شهرمون هست که خیلی مکان های قشنگی هستن هم واسه زیارت و هم واسه سیاحت
✿♡✿ مامان و بابای محمدپارسا ✿♡✿
28 فروردین 92 23:31
تولد تولد تولدت مبارک
انشالا تولد 120 سالگیت عزیزم


مرسی خاله جون مهربون.ممنونم که وب مهدیار سر زدید
مامان محمد و ساقی
30 فروردین 92 13:06
پست تولد چی شد؟


به خدا گیر بودم ولی بلاخره اومدم با یه عالمه عکس
مامان هستی
3 اردیبهشت 92 2:48
چه عکس های قشنگی گذاشتی...
نگاش کن چه کار می کنه...


ممنونم خاله جون مهربون.ما اینیم دیگه